پارادایم

پارادایم یا چارچوب فکری، چیزیه که شاید تو زندگی روزمره مون کمتر بهش فکر کنیم یا اون رو تحلیل کنیم.

تقریباً میشه گفت تمام جوانب زندگی بشر، تحت تأثیر این پارادایم هاست. چه بسا کسایی که اسیر این چارچوب ها هستند و نمیتونن فراتر از اون فکر کنن و چه بسا افرادی که با شناخت این چارچوب ها، سعی در بهبود و اصلاح اونها کردند.

خیلی خوبه که هر چند وقت یک بار، با خودمون خلوت کنیم و راجب رفتار ها، باور ها و اعتقاد ها، گفتار و وضعیت فعلیمون تو زندگی فکر کنیم.

گاهی اوقات به شوخی به اطرافیانم میگم که هر از چند گاهی، وقتی که از نوع خندیدنم خسته شدم، مدلش رو تغییر میدم و به طور آگاهانه، با یه فرمت دیگه ای می خندم که بیشتر خوشم بیاد. یا اینکه گاهی اوقات به حرف های روزمرم فکر می کنم و با خودم میگم باید از یه سری کلمات خاص کمتر استفاده کنم یا طرز ادا کردن بعضی حرف ها رو عوض کنم. شاید برای خیلیا مسخره به نظر بیاد. ولی واقعیته.

ترم های اول دانشگاه، خیلی سخت درس میخوندم. هم استرس زیادی داشتم و هم خیلی اذیت می شدم. اما وقتی که از نیمه گذشت، یه جور دیگه ای بهش نگاه کردم و ذهنم خیلی راحت تر شده و راحت تر از قبل درسا رو میگذرونم.

از این دست مصداق ها خیلی زیاده. راجب کار، زندگی مشترک، معاشرت با دیگران و خیلی چیزای دیگه فکر کردم و سعی کردم چارچوب هایی که تو ذهنم داشتم رو بشکونم و مدل جدیدی رو بسازم (یا انتخاب کنم) که هم تو جامعه بازخورد بهتری داشته باشه و هم این که من تو اون چارچوب ها احساس راحتی داشته باشم.

هر وقت بتونیم به نقطه ای برسیم که پارادایم ها رو خوب بشناسیم، شیفت کردنشون هم خیلی آسون میشه و میتونیم مدلی که دوستش داریم رو تو زندگیمون پیاده کنیم.

شاید این حرف ها خیلی انتزاعی به نظر بیاد. اما ارزش چند دقیقه فکر کردن رو داره.

آغاز

امیدوارم این پایانی باشه برای شروع ها و شروعی باشه برای پایان نیافتن….

البته دومی رو مطمئن نیستم که بتونم تضمین کنم. ولی اولی رو سعی می کنم پایبند باشم بهش 😉

خیلی وقتا تا حالا شروع کردم به نوشتن. نوشتم و خط زدم. گاهی هم دلمو می زدم به دریا و حرفامو می زدم. ولی مطمئن نبودم که باید ادامه بدم یا نه.

امیدوارم این آخرین باری باشه که وبلاگ نوشتن و کلاً مطلب نوشتن رو از نو استارت میزنم و امیدوارم بهتر و پربارتر و کم اشکال تر از دفعات قبل باشه.

در حال حاضر برنامه نویس وبم و تصمیم دارم راجب کارم، اتفاقات زندگیم و تجربیاتم باهاتون صحبت کنم و امیدوارم این کار، روال منظمی پیدا کنه و تبدیل به یه عادت بشه. چون بعدش حس خوبی پیدا می کنم.

هنوز نمیدونم قراره کیا مخاطبم باشن. ولی امیدوارم دوستان و همراهان خوبی از دل این مخاطب ها پیدا کنم.