پارادایم

پارادایم یا چارچوب فکری، چیزیه که شاید تو زندگی روزمره مون کمتر بهش فکر کنیم یا اون رو تحلیل کنیم.

تقریباً میشه گفت تمام جوانب زندگی بشر، تحت تأثیر این پارادایم هاست. چه بسا کسایی که اسیر این چارچوب ها هستند و نمیتونن فراتر از اون فکر کنن و چه بسا افرادی که با شناخت این چارچوب ها، سعی در بهبود و اصلاح اونها کردند.

خیلی خوبه که هر چند وقت یک بار، با خودمون خلوت کنیم و راجب رفتار ها، باور ها و اعتقاد ها، گفتار و وضعیت فعلیمون تو زندگی فکر کنیم.

گاهی اوقات به شوخی به اطرافیانم میگم که هر از چند گاهی، وقتی که از نوع خندیدنم خسته شدم، مدلش رو تغییر میدم و به طور آگاهانه، با یه فرمت دیگه ای می خندم که بیشتر خوشم بیاد. یا اینکه گاهی اوقات به حرف های روزمرم فکر می کنم و با خودم میگم باید از یه سری کلمات خاص کمتر استفاده کنم یا طرز ادا کردن بعضی حرف ها رو عوض کنم. شاید برای خیلیا مسخره به نظر بیاد. ولی واقعیته.

ترم های اول دانشگاه، خیلی سخت درس میخوندم. هم استرس زیادی داشتم و هم خیلی اذیت می شدم. اما وقتی که از نیمه گذشت، یه جور دیگه ای بهش نگاه کردم و ذهنم خیلی راحت تر شده و راحت تر از قبل درسا رو میگذرونم.

از این دست مصداق ها خیلی زیاده. راجب کار، زندگی مشترک، معاشرت با دیگران و خیلی چیزای دیگه فکر کردم و سعی کردم چارچوب هایی که تو ذهنم داشتم رو بشکونم و مدل جدیدی رو بسازم (یا انتخاب کنم) که هم تو جامعه بازخورد بهتری داشته باشه و هم این که من تو اون چارچوب ها احساس راحتی داشته باشم.

هر وقت بتونیم به نقطه ای برسیم که پارادایم ها رو خوب بشناسیم، شیفت کردنشون هم خیلی آسون میشه و میتونیم مدلی که دوستش داریم رو تو زندگیمون پیاده کنیم.

شاید این حرف ها خیلی انتزاعی به نظر بیاد. اما ارزش چند دقیقه فکر کردن رو داره.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *